
صنایع سلولزی شامل تولید کاغذ، مقوا، محصولات بهداشتی سلولزی، دستمال کاغذی، پوشک، تیشو و بستهبندیهای کاغذی، از جمله صنایع حیاتی در زنجیره تامین هر کشور محسوب میشوند.
این صنعت علاوه بر تامین نیازهای روزمره خانوارها، نقش مهمی در بستهبندی صنایع غذایی، دارویی و بهداشتی ایفا میکند. در شرایط بحرانی نظیر جنگ، ساختار بازار کار در این صنعت دچار تغییرات قابل توجهی میشود. این تغییرات هم در دسترسی به نیروی کار و هم در الگوهای اشتغال، بهرهوری و مهارتها خود را نشان میدهد. بررسی وضعیت نیروی کار در دوران جنگ و دوره پسا جنگ میتواند به مدیران صنعتی و سیاستگذاران کمک کند تا برای پایداری تولید برنامهریزی دقیقتری انجام دهند.
در شرایط جنگی، بازار کار به طور طبیعی با شوکهای جدی مواجه میشود. یکی از مهمترین این شوکها، کاهش دسترسی به نیروی کار ماهر است. بخشی از نیروی انسانی به دلیل بسیج نظامی، مهاجرت، جابجاییهای اجباری یا نگرانیهای امنیتی از چرخه تولید خارج میشوند. این مسئله بخصوص در صنایعی همچون صنعت سلولزی که نیازمند اپراتورهای فنی برای خطوط تولید، تعمیرکاران تجهیزات و متخصصان کنترل کیفیت است، اثر قابل توجهی دارد.
عامل مهم دیگر، تغییر اولویتهای تولید در زمان جنگ است. در چنین شرایطی تقاضا برای بعضی محصولات سلولزی مانند محصولات بهداشتی، دستمال کاغذی و بستهبندی مواد غذایی افزایش مییابد. بنابراین کارخانهها ممکن است با فشار بیشتری جهت افزایش تولید مواجه شوند، در حالی که همزمان با کمبود نیروی کار مواجه هستند. این وضعیت باعث افزایش ساعات کاری، چندشیفتی شدن خطوط تولید و استفاده بیشتر از نیروی کار موقت یا نیمهماهر میشود.
از طرف دیگر، در بسیاری از کشورها تجربه نشان داده که در دوران جنگ ترکیب نیروی کار تغییر میکند. برای مثال، سهم اشتغال زنان در صنایع تولیدی افزایش مییابد. این اتفاق در جنگ جهانی دوم در صنایع کاغذ و بستهبندی به وضوح مشاهده شد. زمانی که بخش زیادی از نیروی کار مرد به جبههها اعزام شد، کارخانهها برای حفظ تولید به جذب نیروی کار زن و آموزش سریع آنها روی آوردند.
یکی دیگر از چالشهای نیروی کار در زمان جنگ، مشکلات لجستیکی و زیرساختی است. قطع برق، اختلال در حمل و نقل، یا آسیب به زیرساختها میتواند موجب توقف تولید شود. در چنین شرایطی نقش نیروی انسانی چند مهارته بسیار پررنگ میشود. کارگرانی که توانایی انجام چند وظیفه مختلف را دارند، برای ادامه فعالیت خطوط تولید اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
ضمنا باید به فشارهای روانی و اجتماعی بر نیروی کار هم توجه کرد. شرایط ناامن، نگرانیهای خانوادگی و عدم قطعیت اقتصادی میتواند بهرهوری نیروی انسانی را کاهش دهد. در نتیجه مدیریت منابع انسانی در صنایع سلولزی در دوران جنگ بایستی علاوه بر مسائل فنی، به حمایتهای روانی، انگیزشی و رفاهی کارکنان نیز توجه ویژهای داشته باشد.
با پایان جنگ، اقتصاد کشورها وارد مرحله بازسازی میشود و این موضوع تاثیر مستقیمی بر بازار کار دارد. در صنعت سلولزی، دوره پساجنگ معمولا با افزایش تقاضا برای محصولات کاغذی و بستهبندی همراه است. بازسازی زیرساختها، رونق ساخت و ساز، افزایش فعالیتهای اقتصادی و رشد مصرف خانوارها باعث میشود تولید در این صنعت به سرعت افزایش یابد.
در چنین شرایطی نیاز به نیروی کار هم افزایش مییابد. کارخانهها برای بازگشت به ظرفیت کامل تولید و حتی توسعه خطوط جدید، به جذب نیروهای جدید نیاز دارند. این مسئله میتواند فرصتهای شغلی قابل توجهی در بخشهای مختلف صنعت سلولزی ایجاد کند؛ از اپراتوری ماشینآلات گرفته تا بخشهای فنی، مهندسی، نگهداری و مدیریت تولید.
با این حال، دوره پساجنگ با چالشهایی نیز همراه است. یکی از مهمترین چالشها، بازگشت نیروهای نظامی به بازار کار است. بسیاری از این افراد ممکن است مهارتهای پیشین خود را از دست داده باشند یا نیاز به آموزش مجدد داشته باشند. بنابراین برنامههای بازآموزی و آموزش مهارتهای صنعتی نقش مهمی در جذب این نیروها در صنایع مختلف از جمله صنعت سلولزی ایفا میکند.
در عین حال، معمولا تجربه جنگ باعث میشود صنایع به سمت اتوماسیون و کاهش وابستگی به نیروی کار حرکت کنند. کارخانههایی که در دوران جنگ با کمبود نیروی انسانی مواجه شدهاند، بعد از جنگ تلاش میکنند با سرمایهگذاری در فناوری و تجهیزات پیشرفته، بهرهوری تولید را افزایش دهند. در نتیجه ساختار نیروی کار هم تغییر میکند و تقاضا برای نیروهای متخصص فنی، مهندسان اتوماسیون و تکنسینهای تعمیرات افزایش مییابد.
تغییر دیگر در دوره پساجنگ، تحول در فرهنگ سازمانی و مدیریت منابع انسانی است. شرکتهایی که تجربه بحران را پشت سر گذاشتهاند، معمولا اهمیت بیشتری برای تابآوری سازمانی قائل میشوند. این موضوع میتواند به توسعه سیاستهایی همچون آموزش چند مهارته کارکنان، ایجاد ذخیره نیروی انسانی، بهبود ایمنی محیط کار و تقویت سیستمهای پشتیبان کارکنان منجر شود.
در مجموع میتوان گفت که صنعت سلولزی در شرایط جنگ و پساجنگ با تحولات قابل توجهی در حوزه نیروی کار مواجه میشود. در زمان جنگ، چالش اصلی حفظ تولید با نیروی انسانی محدود و تحت فشار است، در حالی که در دوره پساجنگ تمرکز بر بازسازی ظرفیتها، جذب نیروی جدید و ارتقای مهارتها قرار میگیرد.
به منظور مدیریت بهتر این شرایط، صنایع سلولزی باید به سمت توسعه نیروی کار انعطافپذیر، آموزشهای مهارتی مستمر و استفاده از فناوریهای نوین حرکت کنند. همچنین همکاری میان دولت، نهادهای آموزشی و بخش خصوصی میتواند نقش مهمی در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز این صنعت ایفا کند.
در نهایت، تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد صنایعی که در دوران بحران توانستهاند سرمایه انسانی خود را حفظ و تقویت نمایند، در دوره پساجنگ سریعتر رشد کرده و سهم بیشتری از بازار را به دست آوردهاند. صنعت سلولزی نیز از این قاعده مستثنی نیست و آینده آن تا حد زیادی به نحوه مدیریت و توسعه نیروی کار در این شرایط وابسته خواهد بود.
منبع: سایت صنایع سلولزی ایران