
صنعت کاغذ و محصولات سلولزی، به عنوان یکی از صنایع زیربنایی، نقش مهمی در پایداری اقتصادی، امنیت تامین کالاهای مصرفی، آموزش، فرهنگ و زنجیره بسته بندی کشور دارد. این صنعت به دلیل وابستگی نسبی به واردات برخی مواد اولیه، قطعات و همچنین ظرفیت صادراتی در حوزههایی مانند مقوا، کاغذهای بسته بندی و برخی محصولات سلولزی، از تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی تاثیر مستقیم می پذیرد.
در سناریوی حساس و پرریسک “حمله نظامی آمریکا به ایران” تجارت خارجی کشور وارد مرحلهای کاملا متفاوت میشود. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین پرسشهای فعالان صنعت کاغذ این است: واردات از کشورهای همسایه و صادرات به کشورهای همسایه چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟
این گزارش تحلیلی، با نگاه تخصصی و واقع بینانه، پیامدهای محتمل این رخداد را بررسی میکند.
در سالهای اخیر، کشورهای همسایه نقش “سوپاپ تجاری” ایران را ایفا کردهاند؛ چه برای واردات مواد اولیه و چه برای صادرات محصولات. مسیرهای زمینی و دریایی از طریق:
برای صنعت کاغذ ایران اهمیت راهبردی دارند؛ زیرا نسبت به مسیرهای دورتر (اروپا و شرق آسیا) سریعتر، ارزانتر و قابل دسترستر هستند.
در هر بحران نظامی، نخستین حوزهای که دچار شوک میشود “زنجیره تامین” است که شامل: حمل و نقل، بیمه و کشتیرانی، بانکداری و پرداخت ارزی، ترخیص و گمرک و اعتماد تجاری میشود. به همین دلیل، تجارت با همسایگان نیز با وجود نزدیکی جغرافیایی، از آسیب مصون نخواهد بود.
در شرایط جنگی یا شبه جنگی، دولتها برای کنترل امنیت داخلی، معمولا تردد کامیونها را محدود میکنند، بازرسیها را افزایش میدهند، ساعات فعالیت مرزها را کاهش میدهند و قوانین اضطراری برای کالاهای حساس وضع میکنند.
نتیجه این میشود که زمان واردات طولانیتر و هزینه تمام شده بالاتر خواهد رفت. برای صنعت کاغذ، این مسئله میتواند کمبود یا توقف ورود اقلامی مثل موارد زیر را ایجاد کند:
در سناریوی حمله نظامی، تقریبا قطعی است که بازار ارز با شوک روبهرو میشود. افزایش نرخ ارز یعنی: افزایش قیمت تمام شده واردات، افزایش سرمایه در گردش مورد نیاز وارد کنندگان، کاهش قدرت خرید کارخانهها برای مواد اولیه.
در چنین شرایطی بسیاری از واحدها ناچار میشوند، تولید را کاهش دهند، خط تولید را موقتا متوقف کنند و یا محصول نهایی را با قیمت بالاتر عرضه کنند.
یکی از پیامدهای مهم جنگ، تشدید فشارهای بانکی و تحریمهای مالی است. در نتیجه حوالههای بانکی سختتر میشود، پولها دیرتر منتقل میشود و ریسک کلاهبرداری یا بلوکه شدن پول افزایش مییابد.
حتی اگر کالا در مرز آماده ورود باشد، بدون مسیر پرداخت امن، تجارت کند یا متوقف میشود.
کشورهای همسایه، خریداران “ریسک گریز” هستند؛ یعنی اگر احساس کنند تحویل کالا نامطمئن است، مرزها ممکن است بسته شود یا دریافت کالا با مشکل مواجه میشود خیلی سریع به سمت جایگزینها میروند.
در صنعت کاغذ، جایگزین ایران برای کشورهای همسایه معمولا ترکیه، روسیه، چین، هند و اندونزی است. بنابراین در بحران نظامی، احتمال از دست رفتن بازارهای صادراتی بالا میرود.
در بحران نظامی، صادرات با هزینههای جدیدی شامل: افزایش نرخ حمل و نقل، افزایش هزینه بیمه، افزایش هزینه انبارداری مرزی و افزایش ریسک برگشت پول مواجه میشود. این یعنی حتی اگر صادرات انجام شود، حاشیه سود صادرکننده کاهش پیدا میکند و قیمت محصول ایرانی در بازار مقصد ممکن است دیگر رقابتی نباشد.
در سالهای اخیر، صادرات برخی محصولات مانند کاغذهای بستهبندی به کشورهای همسایه رشد داشته است. اما در سناریوی جنگی، اولویت بازارهای منطقهای تغییر میکند و کشور مقصد ممکن است واردات خود را محدود کند تا ارز و ذخایر خود را حفظ نماید. این مسئله صادرات را کوچکتر میکند.
در شرایط بحران، تجارت با همسایگان اگر بخواهد ادامه پیدا کند باید به سمت مدلهای کمریسکتر مانند تهاتر کالا با کالا، پرداخت با پول ملی کشورها و ایجاد کانالهای مالی منطقهای برود. این راهکارها میتواند بخشی از تجارت را زنده نگه دارد.
واحدهای تولیدی باید پیش از بحران یا در اولین روزهای آن، ذخیره مواد اولیه برای حداقل ۳ تا ۶ ماه، تامین قطعات یدکی حیاتی و ایجاد چند مسیر جایگزین برای واردات را در دستور کار قرار دهند. کارخانههایی که فقط با موجودی کوتاه مدت کار میکنند، در بحران اولین قربانی خواهند بود.
در بحرانهای شدید، تقاضا به سمت کالاهای ضروری میرود. در صنعت کاغذ یعنی:
بنابراین تولیدکنندگان باید در چنین شرایطی روی محصولاتی تمرکز کنند که بازارشان حتی در بحران حفظ میشود.
در صورت حمله نظامی آمریکا به ایران، تجارت صنعت کاغذ با کشورهای همسایه وارد مرحلهای پرریسک میشود. در کوتاه مدت، واردات با مشکل جدی مواجه خواهد شد و در میان مدت، صادرات به دلیل کاهش اعتماد، افزایش هزینه و اختلال مرزی افت میکند.
اما اگر سیاستگذاری و مدیریت صنعتی هوشمندانه باشد، هنوز میتوان با مدلهای مالی منطقهای، تنوع مسیرهای تجاری، ذخیرهسازی استراتژیک و تمرکز بر محصولات ضروری بخشی از ثبات صنعت را حفظ کرد.
منبع: سایت صنایع سلولزی