
رئیس سندیکای کاغذ و مقوا کشور بیان کرد: بازار کاغذ در سالهای اخیر زیر فشار نوسانات ارزی، واردات بیش از نیاز کشور و اختلاف میان وزارت صمت و ارشاد دچار آشفتگی شده است.
بازار کاغذ در سالهای گذشته به یکی از نمونههای بارز چالشهای اقتصادی کشور تبدیل شده است؛ بازاری که از یک طرف با رشد قیمتها، نوسانات شدید ارزی، کاهش ظرفیت تولید داخلی و تنگناهای تامین مالی مواجه است و از طرف دیگر، سیاستگذاریهای ناهماهنگ و گاه متناقض دستگاههای دولتی روند عرضه و توزیع آن را پیچیدهتر کرده است. این مشکلات، نه تنها صنعت چاپ و نشر را دچار چالش کرده، بلکه بحث سرانه مطالعه و تاثیر قیمت کتاب بر عادات فرهنگی جامعه را هم در مرکز توجه قرار داده است.
جهت بررسی دقیقتر واقعیتهای میدانی و اقتصادی این حوزه، خبرگزاری فارس گفت و گویی تفصیلی با ابوالفضل روغنی گلپایگانی رئیس سندیکای کاغذ و مقوا کشور و رئیس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران انجام داده است؛ گفتوگویی که تلاش دارد تصویری جامع از وضعیت این روزهای بازار کاغذ و چالشهای آن را ترسیم کند و به پرسشهای مهمی درخصوص قیمتها، واردات، سهم کاغذ در قیمت کتاب، مشکلات بین نهادی و نسبت میان قیمت کتاب و سرانه مطالعه پاسخ دهد.
در سالهای اخیر قیمت کاغذ رشد قابل توجهی داشته است. چه عواملی باعث افزایش این رقم شده است؟
افزایش قیمت کاغذ را بایستی در قالب کلیت اقتصاد کشور تحلیل کرد. هیچ کالایی در ایران از نوسانات ارزی مصون نیست و بازار کاغذ هم بطور مستقیم با نرخ دلار پیوند خورده است. بخش عمده کاغذ مصرفی کشور وارداتی است و حتی در مواردی که کارخانههای داخلی تولید دارند، مواد اولیه همچون خمیر کاغذ، تجهیزات، ماشین آلات مورد نیاز صنعت و بسیاری از نیازهای فرعی با ارز خارجی تامین میشود. از این رو کوچکترین تغییر در نرخ ارز، بلافاصله هزینه تمام شده کاغذ را افزایش میدهد.
در سه الی چهار سال اخیر نرخ ارز چندین برابر شده و حتی در بعضی مقاطع در طول یک روز دو مرتبه تغییرات جدی داشته است. چنین شرایطی نه تنها مانع برنامهریزی و ثبات در تولید است، بلکه هزینههای توزیع، حمل و نقل و تامین مالی را هم تحت فشار میگذارد. این وضعیت موجب شده صنعت کاغذ مانند بسیاری از صنایع کشور با رشد منفی مواجه شود. براساس دادههایی که وجود دارد، رشد صنعت در شش ماهه نخست امسال نزدیک به دو درصد منفی بوده و بعضی کالاهای اساسی مردم تا بیش از ۹۷ درصد افزایش قیمت را تجربه کردهاند. بازار کاغذ نیز از این قاعده مستثنا نیست.
اقتصاد کشور مجموعهای در هم تنیده است و نمیتوان انتظار داشت یک بخش بدون تاثیرپذیری از بخشهای دیگر مسیر متفاوتی را طی کند. وقتی ناترازی انرژی، کمبود نقدینگی، تورم جهانی پس از دوران کرونا و مشکلات ساختاری در زنجیره تولید همگی در کنار هم قرار میگیرند، افزایش قیمت کاغذ کاملا قابل پیشبینی است.
نیاز واقعی کشور به کاغذ چقدر است و چه میزان وارد میشود؟
برآوردهای موجود نشان میدهد که کشور سالانه حدود ۱۵۰ هزار تن کاغذ تحریر نیاز دارد. با این حال آمار واردات بسیار بالاتر از این رقم است و سالانه حدود ۳۸۰ هزار تن کاغذ وارد کشور میشود. این اختلاف قابل توجه میان نیاز واقعی و میزان واردات یکی از مهمترین چالشهای بازار کاغذ است.
واردات کاغذ بیش از نیاز کشور
روغنی گلپایگانی علت اصلی این فاصله را تخصیص ارز ارزان قیمت دانست و افزود در شرایطی که ارز (در تالار دوم مبادله) با نرخ پایینتر از قیمت آزاد ارائه میشود، طبیعی است که بعضی افراد به واردات بیش از نیاز واقعی کشور روی بیاورند. این وضعیت زمینه ایجاد عدم تعادل را فراهم میکند و بخشی از کاغذ وارداتی نیز به جای مصرف فرهنگی، در مسیرهای دیگر استفاده میشود. این چرخه نه تنها موجب افزایش تقاضای غیر واقعی برای ارز میشود، بلکه کنترل بازار و تشخیص نیاز واقعی را دشوار میسازد.
تأمین ارز برای واردات کاغذ به چه صورت انجام میشود و چه مشکلاتی در این زمینه وجود دارد؟
واردکنندگان جهت دریافت ارز باید از طریق تالار دوم اقدام کنند، ولی فرآیند تخصیص ارز معمولا بسیار طولانی است. معمولا بین شش تا هشت ماه و در بعضی موارد حتی تا یک سال زمان لازم است تا واردکننده بتواند ارز مورد نیاز را دریافت کند. چنین تاخیرهایی باعث افزایش هزینه خواب سرمایه، اختلال در زمانبندی واردات و فشار بیشتر بر قیمت نهایی کاغذ میشود.
نرخ ارز در تالار دوم در روزهای اخیر حدود ۸۸ تا ۹۰ هزار تومان بوده، در حالی که نرخ آزاد به بیش از ۱۱۲ هزار تومان رسیده است. همین اختلاف، انگیزههایی برای استفاده سوء از اختلاف قیمت ایجاد میکند. با این حال، واردکنندگان ناچارند برای تأمین ارز در صفهای چند ماهه بمانند؛ موضوعی که یکی از عوامل اصلی افزایش قیمت و کمبودهای مقطعی در بازار به شمار میرود.
آیا افزایش قیمت کاغذ تاثیر مستقیمی بر افزایش قیمت کتاب دارد؟
تحلیل سهم کاغذ در قیمت کتاب یکی از بحثهای رایج در حوزه نشر است، کاغذ تنها حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از قیمت تمام شده کتاب را تشکیل میدهد. بخش عمده هزینههای یک کتاب شامل چاپ، فیلم، زینک، حقالتالیف، نیروی انسانی، هزینههای پخش، حمل و نقل و ساختار توزیع است که مجموعا ۷۰ درصد قیمت نهایی را تشکیل میدهند.
یک سوم قیمت کتاب از نرخ کاغذ متاثر است
بدین ترتیب گرانی کاغذ تنها بر یک سوم قیمت کتاب تاثر مستقیم دارد و دو سوم قیمت کتاب ناشی از هزینههای دیگری است که ربطی به بازار کاغذ ندارد. این نکته نشان میدهد که افزایش قیمت کتاب لزوما به معنای افزایش هزینه کاغذ نیست و عوامل متعددی در این افزایش نقش دارند.
با توجه به پایین بودن سرانه مطالعه در کشور، آیا میتوان گفت افزایش قیمت کتاب دلیل اصلی برای این مساله موثر است؟
قیمت کتاب تاثیر تعیینکنندهای بر سرانه مطالعه ندارد. بررسی روند ۴۰ سال گذشته نشان میدهد که حتی زمانیکه قیمت کتاب بسیار پایینتر از امروز بود، سرانه مطالعه وضعیت بهتری نداشت. بنابراین پایین بودن سرانه مطالعه علتهای فرهنگی و اجتماعی دارد و نباید آن را صرفا به قیمت کتاب یا گرانی کاغذ نسبت داد.
فرهنگ کتابخوانی در ایران ریشهدار و پایدار نیست. مقایسه رفتار مردم در شهرهای ایران با کشورهایی نظیر کشورهای اروپایی نشان میدهد که در بسیاری از فضاهای عمومی مانند مترو، اتوبوس و فرودگاه، تعداد افرادی که کتاب میخوانند بسیار کم است. بنابراین مشکل اصلی به نبود عادت مطالعه و ضعف فرهنگ کتابخوانی بازمیگردد نه قیمت کتاب.
نقش وزارت صمت، وزارت ارشاد و بانک مرکزی در مدیریت بازار کاغذ چیست و آیا این دستگاهها وظایف خود را به درستی انجام دادهاند؟
دستگاههای دولتی مرتبط با حوزه کاغذ، از جمله وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بانک مرکزی، در انجام وظایف خود کوتاهی می کنند. هیچیک از این دستگاهها تکالیف قانونی خود را با جدیت و دقت لازم دنبال نمی دهند و نتیجه این عملکرد، سردرگمی بازار و تضعیف نظارت است.
یکی از عوامل مهم ایجاد بحران در بازار کاغذ اختلاف جدی بین دو وزارتخانه ارشاد و صمت است. یکی نماینده تولیدکنندگان و دیگری نماینده مصرفکنندگان است و این اختلافهای بین دستگاهی، سبب کندی تصمیمگیری و عدم انسجام در سیاستگذاری شده است. نبود نظارت کافی نیز به سودجویی برخی افراد و تشدید مشکلات بازار دامن زده است.
با توجه به این مشکلات، راهکار اصلی جهت بهبود وضعیت بازار کاغذ چیست؟
مهمترین راهکار، ایجاد شفافیت کامل است. تخصیص ارز ارزان قیمت به واردکنندگان نه تنها نیاز واقعی کشور را تحریف میکند، بلکه انگیزه واردات غیرضروری را افزایش میدهد. باید ارز به قیمت آزاد و تک نرخی بصورت شفاف در اختیار همه قرار گیرد. این اقدام نه تنها واردات را به اندازه نیاز واقعی تنظیم میکند، بلکه نظارت بر بازار را آسانتر میسازد.
همچنین هماهنگی بین دستگاههای دولتی، کوتاه شدن مسیر تامین ارز، توجه به ناترازی انرژی و تقویت تولید داخلی از دیگر اقداماتی است که میتواند به ثبات بازار کاغذ کمک کند.
اظهارات روغنی گلپایگانی به عنوان یک فعال اقتصادی نشان دهنده این است که بازار کاغذ در ایران ترکیبی از چالشهای اقتصادی، ساختاری و فرهنگی را در بر میگیرد؛ از وابستگی کامل به ارز و واردات گرفته تا نوسانات شدید بازار، صفهای طولانی تامین ارز، اختلاف میان نهادهای دولتی، سوء استفادههای ناشی از ارز دولتی و ضعف نظارت. در کنار این عوامل، موضوع مهمتری نیز وجود دارد: نبود فرهنگ پایدار مطالعه در کشور. حتی در صورت کاهش قیمت کاغذ و کتاب، بدون اصلاح ساختارهای فرهنگی، نمیتوان انتظار افزایش چشمگیر سرانه مطالعه را داشت.
بنابراین به منظور حل مشکل بازار کاغذ، نگاه جزیرهای کافی نیست و باید این بازار را در بستر اقتصاد ملی و فرهنگ عمومی کشور تحلیل کرد؛ تحلیلی که بدون همکاری همه دستگاهها، اصلاح سیاستهای ارزی و پذیرش واقعیتهای موجود به نتیجه نخواهد رسید.
منبع: خبرگزاری فارس