
در سالهای گذشته، همزمان با تشدید نوسانات ارزی، تورم مزمن و کاهش مستمر ارزش پول ملی، پدیدهای نگران کننده در اقتصاد ایران رواج یافته است. دلاریسازی قیمت کالاهای تولید داخل. بسیاری از تولیدکنندگان و فروشندگان، حتی برای کالاهایی که عمده یا تمام نهادههای آنها داخلی است، قیمتگذاری را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به نرخ دلار وابسته کردهاند. این رویکرد، گرچه در ظاهر تلاشی برای حفظ ارزش سرمایه تلقی میشود، ولی در عمل یکی از مخربترین رفتارهای اقتصادی در شرایط فعلی ایران است.
تورم در ایران بیش از آنکه صرفا ناشی از افزایش هزینههای تولید باشد، ریشه در انتظارات تورمی دارد. زمانیکه قیمت کالاهای داخلی به دلار گره میخورد، هر افزایش نرخ ارز، (حتی بدون تغییر واقعی در هزینهها) بلافاصله به افزایش قیمتها منجر میشود. این فرآیند، تورم را به یک چرخه خود تغذیه کننده تبدیل میکند؛ چرخهای که در آن، افزایش قیمتها خود بهانهای برای افزایش دوباره قیمتها میشود. به بیان ساده، دلاریسازی قیمتها باعث میشود تورم وارداتی بصورت مصنوعی به اقتصاد داخلی تزریق شود؛ حتی زمانیکه کالایی نه وارداتی است و نه وابستگی ارزی معناداری دارد.
پول ملی، ستون فقرات هر اقتصاد است. زمانیکه تولیدکننده داخلی به ریال بیاعتماد میشود و کالای خود را با دلار قیمتگذاری میکند، پیامی روشن به جامعه ارسال میشود: «ریال ارزش نگهداری و مبادله ندارد.» این پیام، آثار مخربی به دنبال دارد؛ از افزایش تقاضا برای ارز و داراییهای غیرمولد گرفته تا تشدید خروج سرمایه از بخش تولید. در چنین فضایی، ریال از یک ابزار اقتصادی به یک ریسک دائمی برای مردم تبدیل میشود.
در یک اقتصاد سالم، ریسک بایستی در جایی مدیریت شود که ابزار مدیریت آن وجود دارد. تولیدکننده میتواند از طریق افزایش بهرهوری، مدیریت هزینهها، تنوع بازار یا قراردادهای بلند مدت، بخشی از ریسکهای خود را کنترل کند. ولی دلاریسازی قیمتها به معنای انتقال مستقیم ریسک نوسان ارز به مصرفکننده است؛ مصرفکنندهای که نه ابزار پوشش ریسک دارد و نه درآمد دلاری. نتیجه این انتقال، کاهش قدرت خرید، افت تقاضای موثر و در نهایت رکود تورمی است؛ وضعیتی که باعث متضرر شدن تولیدکننده و مصرفکننده میشود.
اقتصاد ایران بصورت سنتی متکی به بازار داخلی است. زمانیکه قیمت کالاهای تولید داخل با دلار بالا میرود، عملا بخش بزرگی از جامعه از چرخه مصرف حذف میشود. کاهش مصرف، بطور مستقیم منجر به کاهش فروش، افزایش موجودی انبار و افت سود واقعی تولیدکننده میشود. در حقیقت، بسیاری از تولیدکنندگان با این تصور که قیمت دلاری ضامن بقای آنهاست، ناخواسته بازار خود را کوچک و شکننده میکنند.
دلاریسازی قیمتها، انگیزه بهبود بهرهوری را از بین میبرد. وقتی افزایش نرخ ارز بطور خودکار سود اسمی را بالا میبرد، دیگر نیازی به نوآوری، کاهش هزینه یا بهبود کیفیت احساس نمیشود. در چنین فضایی، ناکارآمدی پاداش میگیرد و تولید رقابتپذیر قربانی میشود؛ مسیری که هیچ اقتصاد در حال توسعهای با آن به رشد پایدار نرسیده است.
در شرایطی که درآمد اکثریت جامعه ریالی و ثابت است، ولی قیمتها دلاری و شناور، شکاف طبقاتی به سرعت افزایش مییابد. دلاریسازی قیمت کالاهای داخلی، در عمل نوعی انتقال ثروت از حقوقبگیران به صاحبان دارایی است؛ انتقالی که پیامدهای اجتماعی، سیاسی و امنیتی آن در بلند مدت گریبانگیر کل اقتصاد، از جمله خود تولیدکنندگان، خواهد شد.
در هیچ اقتصاد باثباتی، قیمتگذاری داخلی بر مبنای ارز خارجی یک قاعده دائمی نیست. دلاریسازی گسترده معمولا نشانهای از شکست سیاست پولی و بیثباتی شدید اقتصادی است و تداوم آن، بازگشت به شرایط عادی را پرهزینهتر میکند. کشورهایی که این مسیر را طی کردهاند، تنها با اصلاحات سخت و دردناک توانستهاند به پول ملی بازگردند.
مخالفت با فروش دلاری به معنای نادیده گرفتن مشکلات تولیدکننده نیست. راهحل پایدار، قیمتگذاری ریالی مبتنی بر هزینه واقعی تولید، افزایش شفافیت، بهبود بهرهوری، قراردادهای منعطف و ثبات در سیاستهای کلان اقتصادی است، نه دلاریکردن همهچیز.
فروش دلاری کالای تولید داخل در اقتصاد بحرانزده ایران، نه یک راه حل هوشمندانه، بلکه تشدید کننده بحران است. این رویکرد منجر به تورم بیشتر، رکود عمیقتر، تضعیف پول ملی و افزایش نابرابری میشود و در نهایت، همان تولید کنندهای را که به دنبال حفظ بقاست، با خطر جدی مواجه میکند. اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، اعتماد و ثبات نیاز دارد؛ و دلاریسازی قیمت کالاهای داخلی، درست در نقطه مقابل این نیاز قرار دارد
نویسنده: دکتر سید امیر حسینی
منبع: سایت صنایع سلولزی ایران