مقایسه تجربه جنگ اوکراین با جنگ ایران و عراق

مقایسه تجربه جنگ اوکراین با جنگ ایران و عراق

مقایسه تجربه جنگ اوکراین (از ۲۰۲۲) با جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷) در حوزه صنایع کاغذ و سلولزی از منظر نیروی کار و ساختار تولید، نکات بسیار قابل توجهی را نشان می‌دهد.

 

هرچند این دو جنگ در بسترهای اقتصادی متفاوتی رخ داده‌اند، ولی الگوهای مشابهی در رفتار صنعت و بازار کار مشاهده می‌شود.

۱. وضعیت زیرساخت و ظرفیت تولید

در زمان جنگ ایران و عراق، صنعت کاغذ و سلولزی ایران هنوز در مراحل اولیه توسعه قرار داشت. تعداد کارخانه‌های بزرگ محدود بود و وابستگی کشور به واردات کاغذ بسیار بالا بود. در آن زمان کارخانه‌هایی نظیر چوب و کاغذ مازندران هنوز احداث نشده بودند و بخش عمده کاغذ مورد نیاز کشور از خارج تامین می‌شد.

 

در مقابل، اوکراین قبل از جنگ دارای زیرساخت صنعتی گسترده‌تری در حوزه تولید کاغذ، مقوا و بسته‌بندی بود. به همین دلیل با شروع جنگ، همچنان بخش قابل توجهی از تولید داخلی ادامه یافت، هرچند بعضی کارخانه‌ها آسیب دیدند یا مجبور به انتقال شدند.

بنابراین در ایران جنگ بیشتر باعث کمبود شدید محصول شد، در حالی که در اوکراین مسئله اصلی اختلال در تولید و توزیع بود.

۲. وضعیت نیروی کار

در هر دو جنگ، یکی از اولین پیامدها برای صنایع تولیدی، کاهش دسترسی به نیروی کار مرد بود. در جنگ ایران و عراق بسیاری از کارگران و تکنسین‌ها به جبهه اعزام شدند، بخشی از نیروی کار نیز در صنایع دفاعی مشغول شد. و کارخانه‌ها با کمبود نیروی متخصص مواجه شدند.

 

در جنگ اوکراین نیز وضعیت مشابهی رخ داد. دولت اوکراین قانون بسیج عمومی مردان را اجرا کرد و مردان بین ۱۸ تا ۶۰ سال امکان خروج از کشور نداشتند. این موضوع باعث شد بسیاری از کارخانه‌ها با کمبود اپراتورهای صنعتی مواجه شوند.
ولی تفاوت مهم این بود که در اوکراین، شرکت‌ها سریع‌تر به سمت تنوع نیروی کار رفتند؛ یعنی جذب زنان، سالمندان و کارگران مهاجر. در حالی که در ایران دهه ۱۳۶۰ چنین انعطاف ساختاری در بازار کار کمتر وجود داشت.

۳. تغییر الگوی مصرف محصولات سلولزی

در زمان جنگ ایران و عراق، الگوی مصرف محصولات سلولزی تغییر یافت. به دلیل محدودیت واردات و مشکلات ارزی، بسیاری از محصولات کاغذی کمیاب شدند. مصرف‌کنندگان مجبور بودند مصرف خود را کاهش دهند یا از محصولات جایگزین استفاده کنند.

در مقابل، در جنگ اوکراین تقاضا برای برخی محصولات سلولزی، از جمله دستمال کاغذی و محصولات بهداشتی، بسته‌بندی کاغذی برای مواد غذایی، کارتن برای لجستیک و کمک‌های انسانی افزایش یافت. بنابراین برخلاف ایران در دهه ۶۰ که تقاضا تا حدی سرکوب شد، در اوکراین بعضی بخش‌های صنعت سلولزی با افزایش تقاضا مواجه شدند.

۴. زنجیره تامین مواد اولیه

یکی از چالش‌های اصلی صنعت کاغذ در هر دو جنگ، دسترسی به مواد اولیه بود. در ایران زمان جنگ، واردات خمیر کاغذ و مواد شیمیایی با مشکل مواجه شد. همچنین محدودیت ارزی و تحریم‌ها تامین مواد اولیه را دشوار کرد و کارخانه‌ها مجبور شدند با ظرفیت پایین‌تر کار کنند.

 

در اوکراین نیز جنگ باعث اختلال در زنجیره تامین شد، ولی تفاوت مهم این بود که بسیاری از شرکت‌ها توانستند از طریق شبکه تامین اروپایی مواد اولیه خود را تامین کنند. این دسترسی منطقه‌ای سبب شد توقف کامل تولید در بسیاری از کارخانه‌ها رخ ندهد.

۵. تحول فناوری و اتوماسیون

یکی از تفاوت‌های مهم میان این دو تجربه تاریخی، سطح فناوری صنعت بود. در دهه ۱۳۶۰، صنایع کاغذ و سلولزی ایران از نظر اتوماسیون محدود بودند و تولید به شدت به نیروی انسانی وابسته بود. از این رو هرگونه کاهش نیروی کار اثر مستقیم بر ظرفیت تولید داشت. اما در جنگ اوکراین، بسیاری از کارخانه‌ها دارای خطوط تولید مدرن‌تر هستند. این موضوع به آنها اجازه داد با تعداد کمتر نیروی انسانی، تولید را ادامه دهند. علاوه بر این، تجربه جنگ باعث شد شرکت‌های اوکراینی بیشتر به سمت، اتوماسیون بیشتر خطوط تولید، دیجیتالی‌سازی مدیریت کارخانه و کاهش وابستگی به نیروی کار حرکت کنند.

۶. وضعیت صنعت در دوره پساجنگ

تجربه ایران نشان می‌دهد که دوره بعد از جنگ می‌تواند نقطه جهش برای صنایع سلولزی باشد. بعد از پایان جنگ ایران و عراق، دولت و بخش خصوصی سرمایه‌گذاری‌های بزرگی در صنعت کاغذ انجام دادند. این سرمایه‌گذاری‌ها در دهه‌های بعد باعث رشد قابل توجه صنعت سلولزی کشور شد. در مورد اوکراین نیز پیش‌بینی می‌شود بعد از پایان جنگ، برنامه‌های بازسازی اقتصادی باعث افزایش تقاضا برای بسته‌بندی کاغذی، مقوا و محصولات بهداشتی سلولزی شود. این موضوع می‌تواند سرمایه‌گذاری جدید در صنعت کاغذ این کشور را تسریع بخشد.

جمع‌بندی

مقایسه جنگ اوکراین با جنگ ایران و عراق نشان می‌دهد که صنعت سلولزی در شرایط جنگی با چالش‌های مشترکی مواجه می‌شود؛ از جمله کمبود نیروی کار، اختلال در زنجیره تامین و فشار بر ظرفیت تولید. با این حال سطح توسعه صنعتی و دسترسی به بازارهای منطقه‌ای می‌تواند شدت این چالش‌ها را تغییر دهد.

 

تجربه ایران نشان می‌دهد که گرچه جنگ می‌تواند در کوتاه مدت فشار زیادی بر صنعت وارد کند، ولی در دوره پساجنگ فرصت‌هایی برای توسعه ظرفیت تولید و نوسازی صنعت به وجود می‌آید. از این رو بسیاری از کارشناسان معتقدند صنایع سلولزی در دوره بازسازی بعد از بحران، می‌توانند به یکی از موتورهای مهم رشد صنعتی تبدیل شوند.

 

منبع: سایت صنایع سلولزی ایران

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.